پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 :: 13:8 :: به قلم :
درنا
دانلود موزیک جدید و بسیار زیبای دلم تنگه با صدای خواننده نسل جوان مانی قیاسی
پیشنهاد میکنم حتماً دانلود کنید

+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ساعت 13:8
به قلم :
درنا |
یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 :: 19:21 :: به قلم :
درنا

جشن است که نوروز به پا خواسته است....شادی و سعادت جهان مال تو باد
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید
رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی
اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .
روزهایت رنگارنگ و عیدت مانا باد
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ساعت 19:21
به قلم :
درنا |
شنبه یازدهم دی 1389 :: 18:55 :: به قلم :
درنا

چنان که آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد
همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد
جان من تشنهء خداست-تشنهء خدای حی
که کی بیایم به حضور خدا حاضر شوم
چنان که آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد
همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد
بر خدا امید دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت
بر خدا امید دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت
امروز برای شما در شهر داوود نجات دهنده ای که مسیح خداوند باشد متولد شذ.
خداوند را در اعلی علیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد.
آمین
+ نوشته شده در تاریخ شنبه یازدهم دی 1389 ساعت 18:55
به قلم :
درنا |
پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 :: 2:47 :: به قلم :
درنا

صبــــح روز قیامت ، مــــــژده ای در کمین است
ستاره ها محو شوند ، جایی به خورشید دهند
زنگــــــها فریــــاد کنید ، نجــــــــاتش بخــــوانید
کــلیسا شاد باش امروز ، پیــروزی از آن اوست
پطرس وارد قبر شد ، شک و ترس برطرف شد
ایمان آورد به قیـــام ، مسیـــح است منجی ما
زنگــــــها فریــــاد کنید ، نجــــــــاتش بخــــوانید
کــلیسا شاد باش امروز ، پیــروزی از آن اوست
رمـــز خوشبختی ما ، کـــــــلید شـــــــــادی ما
نوید نجـــــــات ما ، تنها مسیــح عیســی ست
زنگــــــها فریــــاد کنید ، نجــــــــاتش بخــــوانید
کــلیسا شاد باش امروز ، پیــروزی از آن اوست
لینک دانلود:http://www.4shared.com/file/6DbKU-wN/ruze_ghiamat.html
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 ساعت 2:47
به قلم :
درنا |
پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 :: 22:29 :: به قلم :
درنا
نپرس از
حال زارم ای غریبه
نپرس از
سهم تارم ای غریبه
نپرس از
زخمهای جاودانه
دگر قلبی
ندارم ای غریبه
نگاه
آشنایان بر دلم کوفت
ببین بی
برگ و بارم ای غریبه
نه اهل
این زمستان کبودم
ببین من
بی دیارم ای غریبه
برایم اشک
هم حتی نمانده
امان از
روزگارم ای غریبه
نمیگویم
بمان با اهل این شهر
بیا اینجا
کنارم ای غریبه
بدان
اینجا دلی حرمت ندارد
چه بی
اندازه خوارم ای غریبه
گلی هرگز
نمیروید در اینجا
همیشه بی
بهارم ای غریبه
صدا کن
جاده را تا وقت باقیست
پر است
این کولبارم ای غریبه
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 ساعت 22:29
به قلم :
درنا |
جمعه چهارم دی 1388 :: 5:6 :: به قلم :
درنا
+ نوشته شده در تاریخ جمعه چهارم دی 1388 ساعت 5:6
به قلم :
درنا |
جمعه بیست و دوم آبان 1388 :: 0:2 :: به قلم :
درنا

میگویند : دل می گیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی از آن نمی گیرد!!
زمانی باور نمی کردم ولی بگمانم همین طور است
ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده؛ ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم.
غرورمان را بیش از ایمان باور داریم و می پرستیم . حتی بیشتر از عشق!!
این روز ها هوس کوچ به سرم زده؛ از این بی دلی ها خسته شدم.
دستانم را به دستان هیچ کس می سپارم .
درد دل می کنم با درختان. دیوانگی هم عالمی دارد
فهمیدم که زندگی هیچ است؛ آرزو هم سراب
خوب فهمیدم که گل ها هم می توانند سنگدل باشند . سرد و سنگ
اری همه چیز و همه کس میتوانند؛ میتوانند
اما چه زیبا گفته اند ...
تفکر واژه ی محکمی ایست برای گفتن ناسزا به هر چه عشق
+ نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت 0:2
به قلم :
درنا |
شنبه هجدهم مهر 1388 :: 21:48 :: به قلم :
درنا

رفتـــــی و فاصله افــــتاد
خوب من ؛ ای نازنیــــن یار
بیـــــن مــــــــا ای آخرینم
لحظــۀ واپسیــن دیـــــدار
آخـــــرین کلام من بــــود
میخـــوامت تا لحظۀ مرگ
رفتــــی و افتـــــادم از پا
مثـــل مرگ آخرین بـــرگ
خونه خــــالی شده از تو
ای امیــــــد آخـــــــر من
پر شدم از حس غــــربت
ای تــــو تنها یــــــاور من
گفته بودی که میمونــی
تا همیشه در کـــــــنارم
من چه کردم که بریدی؟
گفتی که دوستت ندارم!
حالا اینجـــام ، تک و تنها
نیـم نفس ؛ بدون همراه
دنبــــال عشقم میگردم
تـــوی اخرین گـــــذرگاه
+ نوشته شده در تاریخ شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 21:48
به قلم :
درنا |
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 :: 3:33 :: به قلم :
درنا

خالق آسمان ؛ زمین و این جهان
آشکار شد جلالت ؛ در خلقت انسان
ملایک سرآیند ؛ مهر و محبتت
چون محبت تو زایل نگردد
میسرایم با تمام وجودم ؛ ستایم تو را شاه شاهان عیسی
بهرت خوانم ؛ زیباترین سرودم ؛ نزدت زانو زنم ؛ سر فرود آورم
خالق آسمان ؛ زمین و این جهان
در قلب سیاهم ؛ نورت گشت تابان
نزدت دعا کنم ؛ بشنو تو صدایم
چون بهر تو خوانم ؛ ای خداوندم
میسرایم با تمام وجودم ؛ ستایم تو را شاه شاهان عیسی
بهرت خوانم ؛ زیباترین سرودم ؛ نزدت زانو زنم ؛ سر فرود آورم
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 3:33
به قلم :
درنا |
سه شنبه سوم شهریور 1388 :: 1:7 :: به قلم :
درنا
دلم بیش از اونی که بشه حرفی زد گرفته.......

ای کاش ما هم به وصال رویاهای در خواب میرسیدیم
ای کاش.......................................................

+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 1:7
به قلم :
درنا |
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 :: 15:51 :: به قلم :
درنا

نامه محبت آمیز پدر در واقع منتخبی از آیات کلام خدا نسیت به تو برادر و خواهر عزیز است,
شما میتوانید این نامه را در این قسمت بخوانید و بشنوید.
کلام
او باعث برکت است.
شاید تو مرا نشناسی، اما ما من همه چیز را در مورد تو میدانم. (مزامیر 139: 1)
من
از نشستن و برخاستن تو آگاهم. (مزامیر 139: 2(
من
از همه راهها و طریقهای تو با اطلاع هستم. (مزامیر 139:
3)
حتی
موهای سر تو را تک به تک شمردهام. (متی10 :29_31)
و
تو را به شباهت خود آفریدم. (پیدایش 27: 1)
در
من تو حیات داری و حرکت میکنی و بوجود آمدی. (اعمال رسولان28:17)
زیرا
تو از نسل من هستی. (اعمال رسولان 17: 28)
من
تو را حتی قبل از بوجود آمدنت میشناختم. (ارمیاء4_1:5(
من
تو را در زمانی که آفرینش را خلق مینمودم انتخاب کردم.)
(افسسیان
1: 11-12)
تو
به طور تصادفی بوجود نیامدی و تمام روزهای زندگی تو در دفتر من ثبت شده است. (مزامیر 139: 15-16)
من
زمان معین تولد تو را و اینکه در کجا ساکن شوی را قرار دادم. (اعمال رسولان 17: 26)
تو
بطور عجیب و مهیبی ساخته شدی. (مزامیر 139: 14)
و
من تو را در رحم مادرت نقش بستم. (مزامیر 139: 13)
و
تو را به پیش آوردم تا روزی که تو متولد شدی. (مزامیر 6:71 (
اگرچه من بطور نادرستی بتوسط افرادی که مرا نمیشناسند به تو معرفی شدم. (یوحنا 8:
41-44)
اما
باید بگویم که از تو خشمگین و غضبناک نیستم، بلکه منشاء عشق و محبت هستم. (اول یوحنا 4: 16)
و
این آرزوی من است تا تو را مورد محبت و رحمت خود قرار دهم.
(اول یوحنا 3: 1(
تنها
چون تو فرزند من هستی و من پدر تو. (اول یوحنا 1:3)
من
میتوانم بیش از پدر زمینی تو به تو ببخشم. (متی 11:7)
چرا
که من پدر کاملی هستم. (متی 5: 48)
هر
هدیه نیکو که تو دریافت میکنی، از دستهای من است. (یعقوب17:1)
نقشه
من برای آینده تو همیشه همراه با امید بوده است. (متی 31_6:33)
زیرا
که من تو را با عشقی جاودانه دوست دارم. (ارمیاء 29:11)
افکار
من در مورد تو بی انتها است همانطور که دانههای شن در کنار دریا. (مزامیر 139: 17-18)
من
از وجود تو شادم و برای تو سرود میخوانم. (صفنیا 17:3)
و
از احسان نمودن به تو هرگز متوقف نخواهم شد. (ارمیاء 40:32)
تا
من به تو چیزهای عجیب و بزرگ را نشان دهم. (ارمیاء 3:33)
اگر
با تمام دل و جان بدنبال من باشی مرا خواهی یافت. (تثنیه29:4)
اشتیاق
خود را بر من قرار بده و من آرزوی قلبی تو را به تو خواهم داد. (مزامیر 37: 40)
چرا
که در واقع این من هستم که آنرا میتوانم به تو ببخشم.)فیلیپیان 2:
13(
من
میتوانم بیش از آنچه که تو تصور کنی برای تو انجام دهم).
افسسیان
3: 20)
چرا
که من مشوق بزرگ تو هستم. (دوم تسالونیکیان 16_2:17)
همچنین من پدری هستم که تو را در زمانهای سختی آرامی میبخشم.(دوم
قرنتیان 1: 3-4)
زمانی
که قلب تو شکسته است من نزدیک تو هستم. (مزامیر34:18)
همانطور
که یک چوپان گوسفند خود را حمل میکند، من نیز همچنین تو را در آغوش خود دارم. (اشعیاء 40: 11)
یک
روز تمامی اشکهای تو را پاک خواهم کرد. (مکاشفه 3:21_4)
و
تمامی دردها و رنجهای تو را که در این زمین متحمل شدی بر خواهم داشت. (مکاشفه 21: 3-4)
من
پدر تو هستم و تو را محبت میکنم همانطور که پسر خود عیسی را محبت نمودم. (یوحنا 17: 23)
چون
در عیسی عشق و محبت من برای تو آشکار شد. (یوحنا 26:17)
و
او معرف حقیقی وجود من است. (عبرانیان 1: 3)
زیرا
او آمد تا نشان دهد که من برای تو هستم و نه به ضد تو).
رومیان
8: 31)
و
تا بگوید که من گناهان و خطایای تو را نمیشمارم. (دوم قرنتیان 5: 18-19)
عیسی
مرد تا من و تو امروز با هم مصالحه داشته باشیم. (دوم قرنتیان 5: 18-19)
و
مرگ او نهایت عشق و فداکاری من برای توست. (اول یوحنا10:4)
زیرا
که من همه چیز را برای تو دادم تا تو را داشته باشم).
رومیان
8: 31-32)
اگر
تو این هدیه فرزند من عیسی را بپذیری، تو مرا پذیرفته ای).
اول
یوحنا 2: 23)
و
هیچ چیز دیگر نمیتواند تو را از من جدا کند. (رومیان 39_8:38)
به
منزل من بیا و من برای تو جشن بزرگی بر پا خواهم کرد. جشنی که تا به حال آسمان به خود ندیده است. (لوقا 15: 7)
من
همیشه پدر تو بودهام و خواهم بود. (افسسیان 14:3_15)
اما
از تو یک سؤال دارم: آیا تو فرزند من خواهی بود؟ (یوحنا 12:3_13)
در
انتظار پاسخ تو. (لوقا 15: 11-32)
با
محبت پدر آسمانی، خالق متعال.
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 ساعت 15:51
به قلم :
درنا |
سه شنبه نهم تیر 1388 :: 1:32 :: به قلم :
درنا

سازمان ملل حركت جديدی را برای كمك به كودكان فقير و گرسنه جهان شروع كرده است كه بر اساس آن به ازای هر كليك روی يك سايت معرفی شده، به يك كودك گرسنه در جهان غذای رايگان میرسد.
در اين برنامه ، كاربران با مراجعه به سايت اينترنتی http://thehungersite.com بر روی دكمه زرد رنگ بالاي صفحه كليك كرده و به اين ترتيب به ازای هر كليك، كمپانيهای اسپانسر هزينه يك وعده غذای رايگان را براي کودکان تقبل مي کنند.
این سیستم بر اساس اینکه شما مدتی را در سایت آن اسپانسر ها بوده اید و از سایت آنها دیدن کرده اید کار می کند.
در دنیای تکنولوژی و بیرحم امروزی شاید یک کلیک تنها کاریست که ما می توانیم برای کمک به کودکان معصوم و گرسنه سرتاسر دنیا انجام دهیم.
منبع:www.unicef.org
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 1:32
به قلم :
درنا |
جمعه پنجم تیر 1388 :: 23:47 :: به قلم :
درنا



در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام؛خدا بود؛همان در اغاز با خدا بود.همه چیز به واسطه او پدید آمد و از هر آنچه پدید آمد هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت.
در او حیات بود و آن حیات نور آدمیان بود.این نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را در نیافته است.
مردی آمد که از جانب خدا فرستاده شده بود؛ نامش یحیی بود.او برای شهادت دادن آمد؛شهادت بر آن نور تا همه به واسطه او ایمان آورند.او خود آن نور نبود بلکه آمد تا بر آن نور شهادت دهد.آن نور حقیقی که بر هر انسانی روشنایی می افکندبراستی به جهان میامد.
او در جهان بود و جهان به واسطه او پدید آمد اما جهان او را نشناخت.به ملک خویش آمد اما قوم خودش او را نپذیرفتند.اما به همه کسانی که او را پذیرفتند این حق را داد تا فرزندان خدا شوند؛یعنی به هر کس که به نام او ایمان آورد.آنانی که نه با زادنی بشری؛نه از خواهش تن و نه از خواسته یک مرد؛بلکه از خدا زاده شدند.
و کلام انسان خاکی شدو در میان ما مسکن گزید و ما بر جلال او نگریستیم؛جلالی در خور آن پسر یگانه که از جانب پدر آمد؛ پر از فیض و راستی.
یحیی بر او شهادت میداد و ندا میکرد که(این است کسی که در باره اش گفتم:آن که پس از من میاید بر من برتری یافته زیرا پیش از من وجود داشته).
از پری او همه بهره مند شدیم؛فیض از پی فیض.زیرا شریعت بواسطه موسی داده شد؛و فیض و راستی به واسطه عیسی مسیح آمد.هیچ کس هرگز خدا را ندیده است.اما آن خدای یگانه که در بر پدر است؛همان او را شناسانید(یوحنا1:1_18)
+ نوشته شده در تاریخ جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 23:47
به قلم :
درنا |
جمعه بیست و نهم خرداد 1388 :: 1:44 :: به قلم :
درنا
صبر ملت گر به پایان آید از بیدادها
بشکند در هم سکوت و برکشد فریادها
رخت بربندد چو رسم غم پرستی از وطن
خنده شادی نشیند بر لب ناشادها
دست بر یغما گشودند این حرامزادگان
در لباس ظلم این زندانها بنیانها
آه ای ایران من، آه ای ایران من فرزندان تو
آه ای ایران من، آه ای ایران من فرزانه فرزندان تو
رنجها بردند از این دیوانه مادر زادها
باشد که ایرانی سبز داشته باشیم چون اتحادمان.در سوگ عزیزان از دست رفته مینشینیم و اینک حتی برای انتخاب آن عزیزان نیز قیام خواهیم کرد.
در پناه امن دستان عیسی خداوند باشید نه تنها تا زمان گرفتن حقتان که تا همیشه.
شاد باشید و پیروز.
آمین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من و تو یکی دهانیم که با همه صدایش به زیباتر سرودی خواناست
من و تو یکی دیدگانیم که دنیا را هر دم در منظر خویش زیباتر میسازد
نفرتیم از هر آنچه بازمان دارد، از هر آنچه محصورمان کند، از هر آنچه وادارمان کند که به دنبال بنگریم.
دستیم که خطی گستاخ به باطل میکشد.
من و تو یکی شوریم از هر شعله ای برتر
که هیچگاه شکست را بر ما چیرگی نیست، چرا که از عشق رویینه تنیم.
و پرستویی که در ناه بام ما لانه کرده است با آمدشدنی شتابناک
خانه را از خدایی گم شده لبریز میکند....
گيرم كه در باورتان به «خاك» نشستم
و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است!
با «ريشه» چه مي كنيد؟
گيرم كه بر سر اين بام؛
بنشسته در كمين پرنده اي!
پرواز را «علامت ممنوع» مي زنيد؛
با «جوجه هاي نشسته در آشيانه» چه مي كنيد؟
گيرم كه مي زنيد،
گيرم كه مي بُريد،
گيرم كه مي كُشيد،
با «رويش ناگزير جوانه» چه مي كنيد؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جسم را می کشند اما به روح نمی توانند آسیبی برسانند.
باشد که آنان که کور هستند به کوری خود اعتراف کنند و بینایی خود را از خداوند بطلبند.
یوحنا باب 9 آیه 41 اگر کور بودید،گناهی نمی داشتید، اما حال که ادعا می کنید بینایید، گناهکار باقی می مانید.
+ نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت 1:44
به قلم :
درنا |
شنبه پنجم اردیبهشت 1388 :: 15:29 :: به قلم :
درنا

هنوزم چشمای تو مثل شبهای پر ستارهست
هنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوباره است
هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی میلرزه
هنوزم با تو نشستن به همه دنیا میرزه
اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره،دیگه دیره
اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمیگیره،نمیگیره
تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت
شبنمی غمزده از گوشهُ چشمان من آویخت
دوری بین من و تو،دوری ماهی و دریاست
دوری بین من و تو دوری ماه و تماشاست
اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره،دیگه دیره
اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمیگیره،نمیگیره
افسوس که دیگر ندارمت پدر...
+ نوشته شده در تاریخ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 15:29
به قلم :
درنا |